از دانشگاه که بر میگشتم /
تمام بایدها و نبایدهایم را کنار ایستگاه"کریمخان جمهوری"زمین گذاشتم و
همراه مردی که آواز از زنبیلش می ریخت/
دور بازار را گشتم.

رقص آن نبود که هر زمان برخیزی
رقص آن نبود که هر زمان برخیزم؟


.......و رقص جایز نیست.

وحید ابراهیمی 51 کیلوگرم؛ ایمان زینی وند55 کیلوگرم؛حسین بنا60 کیلوگرم؛ سعید رسولی در وزن66 کیلوگرم؛ مصطفی صباغی70 کیلوگرم؛ یحیی باقرپور 81 کیلوگرم؛ مصیب عزیزاللهی90 کیلوگرم؛ علیرضا لگری 90+ کیلوگرم؛.../۵۱+۵۵+۶۰+۶۶+۷۰+۸۱+۹۰+۹۰=؟

"اوژن یونسکو"

با اینکه سالهاست می دونیم که این تخته سبزه.
شب به خیر یاران تا ابد دبستانی.

از روز۲۶ فروردین ماه ۸۸ به مدت سه روز در اصفهان..
این جشنواره که در نزدیکی تالاب گاوخونی برگذار گشت،ضمن اینکه بستر مناسبی برای فعالییت های مختلف هنرمندان محیطی ایجاد نمود،فرصتی بود تا مشکلات گوناگون زیست محیطی این منطقه، این بار در غالب آثار هنری به مردم و مسئولان گوشزد گردد.
این مطقه که حوالیی شهر های حسن آباد و ورزنه را در بر میگرفت ار فضایی بسیار مناسب برای خلق آثار زیست محیطی برخوردار بود،چرا که تنها در فاصله هایی چند کیلومتری امکان تجربه سه اقلیم متفاوت محیا می شد"معدن نمک،تپه های ماسه ای و تالاب گاوخونی".
و البته همه این شرایط بدون برنامه ریزی مناسب دبیر جشنواره ،خانم فرشته عالم شاه و همچنین همکاری میزبانان بومی میسر نمیشد.

بیشتر آثاری که در این صفحه مشاهده می کنید،اگر چه چندان به موضوعات زیست محیطی نپرداخته اند،ولی اجرای آنها قطعا وابسته به چنین فضایی بوده است..




این نمایشگاه از بازدید قابل توجهی برخوردار نبود! چرا که کمتر حیرانی سر از این بی لنگه کفش بادیه در می آورد! البته غیر از فلامینکو ها و کسانی که احتمالا لنگه کفش به همراه دارند!










اخبار جشنواره از دیگر نقاط وب

اولین نمایشگاه فتو آرت م ن (میترا سلطانی)۲۸دی تا ۳ بهمن ماه در نگارخانه نامی خانه هنرمندان ایران برگذار شد. این مجموعه شامل دو گروه اثر بود که از ترکیب بندی متفاوت ولی همسانی موضوع وتکنیک برخوردار اند.گروه اول آثاری که شامل نقوش تزئنی و غالبا سنتی حنایی بر دست و پای فیگور هایی آکنده از گلهای چادر زنانه هستند.و دسته دوم پرتره هایی از زنان که اکثرا با حنا پوشیده شده اند و در تلفیق با نقشمایه های لباس و چادر زنانه ،خود به گونه ای نقش مبدل گشته اند.
شاید حالت ناآرام چهره ها و فرم ناپایدار و به عبارتی معلق ،فیگورها مهمترین دلیل سوال برانگیز بودن أثار در ذهن مخاطب بوده است.
مخاطبی که گاه در برابر این تناقض کاملا جبه می گیرد،گاه گیج و متعجب شده و گاه با شخصیت اثر احساس هم ذات پنداری کرده است.
در مدت ۶ روز برگذاری نمایشگاه،تقریبا۱۰۰۰ نفر از این آثار بازدید کردند و ۸ اثر از این مجموعه به فروش رسید.نمایش این آثار علی رغم نتیجه قابل بولی که در بر داشت ،بسیار سخت و چه بسا طاقت فرسا بوده است ! در ذکر مصائب وارده بر این مجموعه همین بس که تعداد آثار به نمایش در آمده در نمایشگاه تا ساعتی قبل از افتتاحیه ۱۵ اثر ،در زمان افتتاح ۱۴،در روز دوم نمایشگاه اپتدا ۱۰ و سپس به ۹ اثر تقلیل یافت!
و البته تمامی این اتفاقات بر مبنای نظرات و کارشناسی شورای محترم سیاست گذاری خانه هنرمندان ایران صورت گرفت.و احتمالا این زبدگان با توجه به سابقه و تجربه مسلم حرفه ای ایشان،تلاش کردند تا ،با در نظر گرفتن فضای متفاوت آثار ،روشی متفاوت در ارائه آنها در پیش گیرند.و در جهت تاکید بر حالت بی ثبات فیگور ها و نا مطمئن بودن فضای اطرافشان ،بر آن شدند تا این بی ثباتی را درچگونگی نمایش آثار نیز لحاظ کنند!
توضیح بالا احتمالا در پاسخ به این سوال هم کافی خواهد بودکه، چرا خانه محترم هنرمندان ایران درقبال فروش آثاری درصد و سهم می گیرد که بیشتر از چند ساعت سنگینی ۴۵۰ گرمیشان را بر دیوار نگارخانه اش تحمل نمی کند؟
و غرایب دیگر از جمله اینکه:تفاوت آثاری که از این مجموعه حذف شد با آثار بایقمانده،تنها در جای قرارگیری فیگورها در صفحه بوده است!
یا چرا نظر هنرمند در رابطه با چگونگی نمایش آثارش چندان حائز اهمییت نیست؟
و یا انکه، چرا هر سازمان و نهادی در کشور وظیفه قانون گذاری ،اجرا و نظارت قوانینش را خودش بر عهده دارد؟
و... را می توان با فرض اینکه احتمالا قوانین پست مدرنیته جامعه ما را نیز در نوردیده است توجیه کرد.
"زمستان ۸۷"


فتوآرت
م ن
(میترا سلطانی)
۲۸دی تا ۳ بهمن ماه
خانه هنرمندان ایران
نگار خانه نامی
افتتاحیه شنبه ساعت ۱۷تا۲۰:۳۰
خیابان طالقانی-خیابان موسویشمالی-باغ هنر-خانه هنرمندان ایران-طبقه دوم نگارخانه نامی.
.....

در طول نمایشگاه «زبان نو، هنر جدید» که طی هفته اخیر در نگارخانه لاله تهران برگذار شد٬روز یکشنبه ۲۴ آذر ماه٬ به همراه دکتر نهدعلیان و تعدادی از هنرمندان هنر محیطی به اجرای آثاری با محورییت بازیافت و دفاع از محیط زیست پرداختیم.






اجرای پرفورمنس با رویکرد زیست محیطی ـ اجتماعی!
همراه با هنر صدا که توسط حسام الدین محمدیان و با مشارکت مخاطبا و به شکلی بداهه ایجاد شدو برتاثیر محتوای انسانی اثر افزود. /عکسها:از عالیه اکبرزاده٬راحله زمردینیا و فرشته زمانی .


اجرای دیگری از محمود مکتبی و طاهره گودرزی.

اجرای چیدمانی ازگروه هنر جدید.

چیدمان فرشته٬اجرای حجت امانی.
http://www.newarts.blogfa.com/
http://mehr-mahtab.blogfa.com/

الحق که نفاق تو را جز تبر نشاید /
دیروز خدا را بر ابراهیم نازل می کردی
و امروز دینداران را به کفر می خوانی /

واینک به چله اجداد بر باد رفته ات بنشین ولی استتار باش.


"ما نیز درخت افکن نه ایم آنها گروهی دیگرند.."
ادامه مطلب...


خانه ام كه نا سوخته ماند٬و من خورشيد را در آتش نديدم..
شايد خورشيد آتش نمي گيرد..
شايد آتش خورشيد را نمي گيرد..
و شايد خور شيد جهنم نمي رود!
پس تكليف كك و مك هاي من چه مي شود؟

پس آسوده بخوابيد٬
و هيچ سر بر مكنيد از خواب٬مهربان همسايگانم از پي امداد......
خانه ام خاموش است


و حورياني كه از خاك به خويش نقش مي كنند
و بزك كرده٬عمري عارفانه در انتظار رستاخيزند٬
تا صالحين و صابرين و صادقين و عارفين و مومنين را
پريوار به پاداش نيك كاريشان برسانند.
و البته گاه گاهي نيز جمعي جمعي از مومنات همكيش را
بر تختي جنب جوي هاي روان ٬نهاري به صرف گوشت برادر مرده مشتركشان ميهمان مي كنند.
تا زن وظيفه شناسيش را در هر دو سراي ٬
بي الواح تقدير تثبيت كند..

و انسان..
"با عرض پوزش براي تاخير نمايش در پست اين مطلب"

عروسم،
بر این سرای هجله.
عروس!


هو
هوووووووووو ووشششششششششششششششش
چی چیک
هوششششش سسسسسسسسس
ههههههههوو
پنجره
هووووووووششششششش
چک چک چک
هووووووووووو
دوهو دوهو داهووووووووواااااااااااااااا
ها هااااا
چک
چک چک چک چک چک چک
چک
چچک
چچک چک
چچک چکچک
دچک دچک
شچک شچک شچک دک دگ دگ دشگ دشچک
ررررررررش ررررررررررشششششششششششش شکشکشکشر
هههههههههههههروووووووووووووووووووووووووورررررررررووووووششششششششششش
رووووهوچکککککو
دستبندمو دستش می بینی؟



سکوت سهمگین را از این سرا بتاران
بخوان برقص آِری بخند های و هو کن
سحر که حکم قاضی رود به سنگسارت
نماز عاشقی را به خون دل وضو کن
"سیمین بهبهانی"


گفتم چه خبر داری از این و یرانه گفتا خبر این است که افسوس که افسوس
"شهید بلخی"


بدنم، ملال گونه ای ناساز وصله است ،بر خطا های بسیا رنگ رفتن.



رنج چونان تیغه مقراضی ست
که گوشت تن را زنده زنده می درد
من وحشت را از آن آموختم
چنان که پرنده از پیکان،
چنان که گیاه از آتش کویر،
چنان که آب از یخ
....
در شب خویش اما جز آسمانی پاک رویایی نداشتم.
"پل الوار"






